خرید بک لینک

درباره سایت

حس های کم ..

امکانات وب

به نام خودش !

سلام خب اینم میتونه یه شروع کار از یه فصل زندگی باشه یا ادامه همون قبلی و یکم با ریتم متفاوت تر ازین به بعد در مورد روز مرگی هام مینویسم ... هر جیزی که قابل نوشتن باشه و دلم بخواد که در مورد حرفی زده بشه ‌‌‌... سعی میکنم هر کدوم از نوشته هامم با عکس باشه که جذاب تر باشه.. پس به نام خودش ! خودم و خودش

برچسب: نویسنده: آبتین کوهی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 4:30

خب ما اونقدر خوش شانسیم که بعد از ظهر پنج شنبه ها تا هفت شب کلاس داریم و اونقدر خوش شانس تریم که استادمون خیلی سخت گیره ... خبلی خیلی نامبرده با قلبی شکسته از شدت نخوابیدن و با دلی قهرآگین به سمت یونی حرکت کرده و یادش میرود ساعت اتاقش نیم ساعت عقب است وی وسط راه که نگاهی به گوشی خود می اندازد تازه متوجه عمق فاجعه رخ داده میگردد و اما دیگر دیر اسد !وی پس از دوییدن زیاد نیم ساعت دیر میکندخب چی کار کنم ؟هیچی خلاصش که وقتی با صورت قرمز و استرسی و نفس نفس زنان رسیدم جلو در کلاس تازه قسمت داغ ماجرا ع

برچسب: نویسنده: آبتین کوهی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 4:30

لحظه ها

به کسی ندارم الفت ، زجهانیان مگر تو؛ اگرم تو هم برانی ، سرِ بی کسی سلامت ... پ.ن:خیلی دوس دارم نوشته هام همراه با عکسایی باشه که سعی میکنم خودم بگیرم ولی ! تنبلیه دیگه ... چه میشه کرد آهنگ لحظه های معین رو توی سکوت و هوای پاییزی تو خیابون و نم بارون بگوشید و به حالِ مردمان عاشق حسرت بخورید ! جدی .. یه حالی بدی دست میده به آدم ! تنهایی و تنهایی و تنهایی ! بعدشم ساسی مانکن یا حامد پهلان گوش کنین تنظیم شید مراقب باشید

برچسب: نویسنده: آبتین کوهی تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 4:30

صفحه بندی